از محرم تا بيداري اسلامي
فارغ التحصیل کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی بوشهر

باز
بوی محرم از سراپرده روزگار به مشام می آید و آن بغضی که گلوی هرعزاداری
را می خراشد خود نمایانگر میل باطنی هر مسلمانی به سرور سالار شهیدان حضرت
اباعبدالله الحسین(ع) است. با کمی تامل با گذشت 1371 سال از واقعه جانگداز
عاشورای حسینی می توان به وسعت این مصیبت پی برد. و فضیلت بکاء بر
سیدالشهداء در واقع عملی قلبی است که در دل هر مومنی موج می زند تا بیان
نماید محبت وجودی حسین بن علی (ع) حد و حصری ندارد.
آنجا
که جبرئیل با حضورش نزد پیامبر و با بیان اینکه از میان ابراهیم فرزندت
حسین یکی را بر فدا شدن بر دیگری انتخاب نما و آن دم حضرت با گریستن و نگاه
انداختن به آن دو می فرمایند: در نبود ابراهیم فقط خودم محزون می شوم ولی
در نبود حسین (ع) علاوه بر من فاطمه و پدرش علی پسر عموی من که پاره تن من
است محزون خواهد شد.سیدالشهداء
هم جوانان خودش را و همه مال و ملالش را برای تقویت اسلام و برای مبارزه
با ظلم و ستم و مخالفت با امپراطوری فدا کرد. همین بزرگداشت محرم وصفر است
که خود به نحوی مقام شامخ آن شهداء را ارج می نهد و امروزه ما هر چه داریم
از برکت وجودی این دو ماه است و تمام اشک ها و گریه ها، خود سلاح نظامی و
سیاسی است. نمونه بارز آن در زمان رضا خان و ساواک است که تمام مجالس
عزاداری را قدغن کرد. آن ها در واقع با مطالعه عمیق دریافتند تا این
عزاداری ها و نوحه سرایی هاست نمی توانند به مقاصد شوم خود برسند. در حقیقت
آنها از وجود چنین مجالس هایی می هراسیدند. بنابراین حادثه عاشورا باید
نسل به نسل با رسایی تمام نقل شود تا فرزند برومندش ظهور بنماید. رسایی
تبلیغ باید آنچنان باشد که عطشش همچون چشمه جوشانی باشد که از ظهر عاشورا
شروع شد. از همان زمانی که زینب کبری در بلندی تل زینبیه خطاب به پیغمبر
فرمود: ((یا محمدا، صلی علیک ملیک السماء هذا حسینک مدمل بالدماء ، مقطع
الاعضاء ، مسلوب العامة و الرداء)) او روضه ی امام حسین را شروع کرد و
ماجرا را با صدای بلند گفت. ماجرایی که می خواستند مکتوم بماند ولی این
چشمه تا امروز همچنان جوشان است. مجالس عزا از آن زمان به امر حضرت امام
صادق (ع) و به سفارش ائمه هدی (علیهم السلام) به پا داشته شد تا در طول
تاریخ یک سازماندهی خاص بیابد. ایران هم به عنوان مهد سرزمین تشیع مجالس
عزاداری سلاحی در مقابل کسانی است که قصد تحت الشعاع قرار دادن اسلام و
روحانیت را داشته و دارند.
بیان ماجرای عاشورا فقط بیان یک خاطره نیست
بلکه بیان حادثه ای است که دارای ابعاد بی شماری است. پس یادآوری این خاطره
ها در حقیقت مقوله ایی است که می تواند به برکات فراوان و بیشماری منتهی
شود.
بیان این خاطره ها به گونه مرثیه سرایی چنان که حضرت زینب (س) و
امام سجاد (ع) با بیانی منطقی در قالب مرثیه در کوفه و شام مردم را به
گریستن وا می دارد تا عواطف متوجه بشود که در فضای عاطفی و در فضای عشق و
محبت است که می توان خیلی از حقایق را فهمید.
جنگ، جنگ اراده هاست